بهترین روز زندگی
بالاخره انتظار تموم شد و تونستم دختر نازم بغل بگیرم ...خدایا شکرت به خاطر این لحظه شیرین که منو لایقش دونستی.ترنم گلم وقتی از اتاق زایمان اومدم بیرون شما رو حدود ساعت ۱۱.۳۰ بود که اورن و دادن بغلم ای جونم که چقد دخترم نازه خدایا شکرت
شما تا ساعت ۲.۳۰ با من بودی و همش هم چشمای نازت باز بود و بیدار بودی مامان
منو ساعت ۲.۳۰بردن اتاقم شما رو ازم گرفتن
.ساعت ۴ بود که اوردنت توی اتاق که مامانی و دایی ابوالفضل و خاله فاطمه و باباجونت برای بار اول دیدنت نمیدونی که چقد همشون خوشحال بودن و ذوق کرده بودن![]()
اینم اولین عکس دخترم تو بیمارستان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بهترین روز زندگی
