ترنمترنم، تا این لحظه: 13 سال و 17 روز سن داره

ترنم زندگیم

چند تا متن قشنگ

  وقتی خیس از باران به خانه رسیدم...       برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟       خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟       پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد ...       اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت: باران احمق! ...       این است معنی مادر ..........       مادر؛       روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛ چند زمستان برف نشسته   است؛ تا من به بهار رسیده ام ...! ...
29 آبان 1392

بدون عنوان

نفسم   با اومدنت به زندگی من وبابایی تمام لحظه های ما رو شیرین و شیرین تر کردی.   خدایا ازت ممنونم به خاطر این لطف بزرگ در حق ما...   پست ثابت ...
29 آبان 1392

نینیه نازم

دختر نازم الان که دارم واست مطلب میذارم کلی داری تکون میخوری منم که دیگه وقتی تو تکون میخوری از خوشحالی میخوام پرواز کنم چن روزی بود فک میکردم تکونات کم شده خیلی حالم گرفته بود اما حالا با این تکونای قشنگت شاد شادم.   همیشه کلی تکون بخور تا مامانم شاد شه نفسسسسم دوست دارم بوس بوس بوس ...
29 آبان 1392

اتاق ترنم

دختر مامان دیشب با بابایی تخت و کمدتو چیدیم توی اتاقت البته بابا جون نمیذاشت من دست به هیچی بزنم میگفت شما و ترنم خانوم بشینید و فقط نظر بدین البته بقیه وسایلتو هنوز مامانی نیاوردن فعلا من و بابا جونی با همون تخت و کمدت خوشیم اگه بدونی چقد ذوق میکنیم با وسایلت . منتظریم ماه رمضون تموم شه تا تمام اتاقت خوب و قشنگ بچینیم تاخانوم گل زودتر بیاد از وسایلش استفاده کنه.از دیدن وسایلت اینقد خوشحالیم نمیدونم وقتی خودت بیای ما چیکار میکنیم.بی صبرانه منتظرتیم ترنم زندگیم... ...
29 آبان 1392

7 ماهگی

سلام نفس مامان ببخشید که خیلی وقته نتونستم بیام واست مطلب جدید بذارم.   گلم از امروز مامان وارد ماه ۷ میشه.خیلی خوشحالم که دارم به لحظه دیدنت نزدیک میشم. امروز ۹ ماه رمضون من ۳ روز روزه گرفتم ولی همه دعوام کردن گفتن ترنم خانوم من گناه داره گرسنه میشه منم دیگه نگرفتم امیدوارم بعدا بتونم بگیرمشون . ...
29 آبان 1392

عشقم

سلام مامانی امیدوارم که خوب باشی البته با تکونایی که شما میخوری فک میکنم که حالت خوبه ایشالله...   دوشنبه با بابایی رفتیم سرویس چوب شما رو گرفتیم عشقم .به نظرما که خیلی ناز بودن شما هم حتما خوشت میاد گلم خیلی دلم میخواد زود بیای پیشم ترنمم تا بغلت کنم و کلی ببوسمت مامانی دوست دارم نفسم ...
29 آبان 1392